موسسه حقوقی عدل فردوسی
انجام اموروکالت و ارائه خدمات حقوقی
ferdose.ir
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
- ۱۳٩۱/٧/٥

 

متن سئوال
در مواردی‌ که‌ پزشک‌ در حین‌ معاینه‌ بیمار موجب‌ ازاله‌ بکارت‌ شود، آیا علاوه‌ بر ارش البکاره ملزم‌ به‌ پرداخت‌ مهرالمثل‌ نیز خواهد بود یا خیر؟ در این‌ خصوص‌ علم‌ و اطلاع‌ پزشک‌ به‌ باکره‌ بودن تأثیر دارد یا خیر؟ آیا عدم‌ اعلام‌ مراتب‌ از سوی‌ بیمار در پاسخ‌ تأثیر دارد؟


متن پاسخ

 

کار تحقیقی از : مسعود امامی
-----------------------------
اکثریت‌ قریب‌ به‌ اتفاق‌ فقهای‌ امامیه ، پزشک‌ مباشر عمل‌ و درمان‌ را که‌ فعل‌ و طبابت‌ او منجر به‌ زیان‌ و یاتلف‌ بیمار گردد ضامن‌ می دانند. در این‌ فتوا فرقی‌ میان‌ صورتی‌ که‌ پزشک‌ در علم‌ و عمل‌ کوتاهی‌ و قصور داشته باشد یا خیر، ننهاده اند. آری‌ اگر تلف‌ و زیان‌ منتسب‌ به‌ پرشک‌ نباشد، بلکه‌ خصوصیتی‌ در بیمار و یا عمل دیگری‌ منجر به‌ تلف‌ گردد و یا اینکه‌ پزشک‌ قبل‌ از درمان‌ از ضمان‌ برائت‌ جوید، و در معالجه‌ نیز کوتاهی‌ وتقصیری‌ نداشته‌ باشد ضامن‌ نیست . به‌ عنوان‌ نمونه ، امام‌ خمینی‌ (ره ) به‌ طور مطلق‌ می فرماید: «اگر پزشک خود مباشر عمل‌ درمان‌ باشد ضامن‌ است ، بلکه‌ بعید نیست‌ در صورت‌ طبابت‌ به‌ نحو متعارف‌ نیز ضامن‌ باشد،هرچند مباشر عمل‌ نباشد».1 صاحب‌ جواهر (ره ) نیز بعد از آنکه‌ اجماع‌ بر ضمان‌ صاحبان‌ حرف‌ و صنایع‌ را درصورتی‌ که‌ موجب‌ اتلاف‌ مال‌ موجر گردند نقل‌ می نماید، به‌ طور صریح‌ می گوید: «... حکم‌ طبیب‌ نیز اینگونه است ... بدون‌ آنکه‌ فرقی‌ میان‌ طبیب‌ قاصر و مقصر باشد که‌ در هر دو اجماع‌ بر ضمان‌ نقل‌ شده‌ است ... بلکه ضمان‌ طبیب‌ ماهر در علم‌ و عمل‌ که‌ با اجرت‌ مأذون‌ در طبابت‌ است‌ و موجب‌ تلف‌ می گردد به‌ جهت‌ ادله موجود قوی‌ است ... و تنها از ابن‌ ادریس‌ و علامه‌ در تحریر قول‌ خلاف‌ نقل‌ شده‌ است ».2
مستند فقهای‌ امامیه‌ در این‌ فتوا عموم‌ قاعده‌ ضمان‌ (من‌ اتلف ... فهو له‌ ضامن ) و روایات‌ معتبری‌ همچون صحیحه‌ حلبی‌ می باشد. در این‌ حدیث‌ از امام‌ صادق‌ (ع ) پیرامون‌ مردی‌ که‌ به‌ او پیراهنی‌ برای‌ رنگرزی‌ واگذارشده‌ است‌ و او موجب‌ تلف‌ آن‌ گردیده ، سؤال‌ شده‌ است ، و حضرت‌ در پاسخ‌ می فرماید:
«کل‌ عامل‌ اعطیته‌ اجرا علی‌ ان‌ یصلح‌ فافسد فهو ضامن »;3 هر اجیر و عاملی‌ که‌ به‌ او اجرت‌ دهید تا چیزی را درست‌ کند، ولی‌ او آن‌ را خراب‌ کند ضامن‌ می باشد.
چنانکه‌ گذشت‌ برخی‌ از فقیهان‌ همچون‌ ابن ادریس‌ در سرائر و علامه‌ در تحریرالاحکام‌ ضمان‌ پزشک ماهری‌ را که‌ کوتاهی‌ از او سر نزده‌ و معالجه‌ و درمان‌ وی‌ موجب‌ خسارت‌ یا تلف‌ بیمار گردیده ، نپذیرفته اند.4برخی‌ از فقهای‌ معاصر نیز در پاسخ‌ به‌ استفتای‌ مربوط به‌ موضوع‌ سؤال ، نظری‌ مشابه‌ این‌ دو فقیه‌ برگزیده اند.

 

سؤال
در صورتی‌ که‌ بیمار در حین‌ معاینه‌ توسط طبیب ، در اثر معاینه‌ طبیب‌ بکارتش‌ زایل‌ گرددبفرمایید:
الف . آیا مسؤولیتی‌ متوجه‌ پزشک‌ خواهد شد؟
ب . در صورت‌ مثبت‌ بودن‌ پاسخ ، آیا پزشک‌ علاوه‌ بر ارش البکاره‌ باید مهرالمثل‌ نیز بپردازد؟
ج . آیا علم‌ و آگاهی‌ طبیب‌ یا عدم‌ آگاهی‌ وی‌ به‌ باکره‌ بودن ، تأثیری‌ در حکم‌ مسأله‌ دارد؟
د. آیا عدم‌ اعلام‌ مراتب‌ (باکره‌ بودن ) از جانب‌ بیمار به‌ پزشک ، در حکم‌ مسأله‌ مؤثر است ؟
ه' . در صورتی‌ که‌ وضعیت‌ ظاهری‌ بیمار به‌ گونه ای‌ باشد که‌ پزشک‌ احتمال‌ باکره‌ بودن‌ وی‌ راندهد، آیا تأثیری‌ در حکم‌ مسأله‌ دارد؟
و. چنانچه‌ پزشک‌ قبل‌ از انجام‌ معاینه‌ از بیمار برائت‌ از صدمات‌ احتمالی‌ حاصل‌ نماید، آیا موجب عدم‌ ضمان‌ وی‌ می شود؟

 

آیت‌ الله‌ العظمی‌ ناصر مکارم‌ شیرازی
«هرگاه‌ وضع‌ ظاهری‌ بیمار عدم‌ بکارت‌ باشدو بیمار طبیب‌ را در جریان‌ نگذارد، طبیب‌ ضامن‌ نیست ،همچنین‌ اگر برائت‌ جسته‌ باشد و مقصر نباشد، ولی‌ در صورتی‌ که‌ ظاهر او بکارت‌ باشد و یا لااقل‌ احتمال‌ قوی برود که‌ باکره‌ است‌ و برائت‌ هم‌ نجسته‌ باشد طبیب‌ ضامن‌ مهرالمثل‌ است ، مگر اینکه‌ بتواند او را به‌ صورت‌ اول بازگرداند که‌ در اینجا ارش‌ نقص‌ موقت‌ و هزینه ای‌ اضافی‌ را می پردازد.5»
صاحب‌ جواهر دلیل‌ این‌ رأی‌ را اصل‌ عدم‌ ضمان‌ و برائت‌ ذمه‌ و همچنین‌ اذن‌ بیمار یا ولی‌ او در معالجه ذکر کرده‌ است‌ و در پاسخ‌ به‌ این‌ دو دلیل‌ می گوید: «متعلق‌ اذن‌ علاج‌ است‌ نه‌ اتلاف‌ و از سوی‌ دیگر نیز اصل عدم‌ به‌ دلیل‌ نقلی‌ (مانند صحیحه‌ حلبی ) و قاعده‌ اتلاف‌ منتفی‌ می باشد».6
به‌ هر حال‌ بیشتر فقهای‌ امامیه‌ چنانکه‌ گذشت‌ قول‌ اول‌ را برگزیده اند.7 و تصریح‌ آنان‌ بر شمول‌ ضمان پزشک‌ در صورتی‌ که‌ وی‌ دچار کوتاهی‌ و تقصیری‌ نشده‌ است‌ روشن‌ می سازد که‌ عدم‌ علم‌ و اطلاع‌ پزشک‌ برباکره‌ بودن‌ بیمار، و نیز اعلام‌ و عدم‌ اعلام‌ بیمار در این‌ خصوص‌ هیچ‌ تأثیری‌ در اصل‌ ضمان‌ پزشک‌ ندارد. پس در مفروض‌ سؤال‌ اگر ازاله‌ بکارت‌ منتسب‌ به‌ پزشک‌ باشد ـ در حالی‌ که‌ او اذن‌ در ازاله‌ بکارت‌ نداشته‌ است‌ ـوی‌ در هر صورت‌ ضامن‌ است .
البته‌ به‌ نظر می رسد حداقل‌ یک‌ مورد از این‌ حکم‌ قابل‌ استثناء است‌ و آن‌ موردی‌ است‌ که‌ ازاله‌ بکارت‌ ازتوابع‌ قهری‌ و بین‌ معاینه‌ و معالجه‌ باشد، به‌ گونه ای‌ که‌ اذن‌ بیمار یا ولی‌ او در معاینه‌ و درمان‌ ملازمه‌ روشن‌ با اذن در ازاله‌ بکارت‌ داشته‌ باشد، در این‌ صورت‌ ازاله‌ بکارت‌ توسط پزشک‌ ضمانی‌ در پی‌ ندارد.
امابا مراجعه‌ به‌ فتاوا و ادله‌ در تعیین‌ اینکه‌ پزشک‌ ضامن‌ ارش البکاره‌ است‌ یا مهرالمثل‌ و یاهر دو، به‌ این نکات‌ می رسیم :
در مواردی‌ که‌ فردی‌ ضامن‌ خسارت‌ وارده‌ بر یکی‌ از اعضای‌ بدن‌ دیگری‌ باشد که‌ دارای‌ دیه‌ معین‌ ومشخصی‌ نیست ، آن‌ فرد ضامن‌ ارش‌ آن‌ عضو خواهد بود و نحوه‌ تعیین‌ ارش‌ در کتب‌ فقهی‌ ذکر شده‌ است . ازاین‌ رو بنا بر قاعده‌ فوق ، پزشک‌ ضامن‌ ارش البکاره‌ می باشد; زیرا پرده‌ بکارت‌ از جمله‌ اعضای‌ بدن‌ است‌ که‌ درشریعت‌ برای‌ آن‌ دیه ای‌ تعیین‌ نشده‌ است .
ولی‌ از سوی‌ دیگر روایاتی‌ وجود دارد که‌ بیانگر آن‌ است‌ که‌ اگر فردی‌ موجب‌ ازاله‌ بکارت‌ باکره ای‌ شودضامن‌ مهرالمثل‌ او خواهد بود.8
به‌ عنوان‌ نمونه‌ در روایت‌ صحیحی‌ از امام‌ صادق‌ (ع ) وارد شده‌ است‌ که‌ آن‌ حضرت‌ در مورد زنی‌ که‌ بادست‌ خود موجب‌ افتضاض‌ (ازاله‌ بکارت ) دختری‌ شده‌ است ، فرمود: «علیها مهرها، و تجلد ثمانین »9; آن‌ زن مهرالمثل‌ دختر را ضامن‌ است‌ و هشتاد تازیانه‌ نیز می خورد.
فقهای‌ امامیه‌ بر اساس‌ این‌ روایات ، فرعی‌ را مطرح‌ کرده اند که‌ اگر کسی‌ به‌ وسیله‌ انگشت‌ ـ یا غیر آن‌ ـموجب‌ ازاله‌ بکارت‌ دختری‌ شد علاوه‌ بر حد یا تعزیر ـ که‌ مورد اختلاف‌ فقهاء است‌ ـ ضامن‌ مهرالمثل‌ نیزخواهد بود.10 صاحب‌ جواهر (ره ) و مرحوم‌ سید احمد خوانساری‌ ادعای‌ عدم‌ خلاف‌ در این‌ مسأله‌ رانموده اند.11
به‌ نظر بدوی‌ این‌ روایات‌ مقدم‌ بر قاعده‌ مربوط به‌ ارش البکاره‌ است‌ و یا می تواند در کنار ارش البکاره ،مهرالمثل‌ را نیز بر عهده‌ ضامن‌ قرار دهد. اما با دقت‌ در روایات‌ پیرامون‌ مهر و همچنین‌ تحلیل‌ کلمات‌ فقهاء به نظر دیگری‌ می توان‌ رسید:
درک‌ و تلقی‌ فقهاء از ادله‌ پیرامون‌ مهر و صداق‌ این‌ است‌ که‌ مهر عوض‌ از مالکیت‌ بضع‌ و انتفاع‌ از آن می باشد12 و گویا طرفین‌ عقد نکاح‌ اقدام‌ به‌ معاوضه ای‌ می نمایند که‌ عوضین‌ آن‌ عبارت‌ است‌ از مهر و بضع‌ و درتمامی‌ موارد ثبوت‌ مهرالمثل‌ نیز به‌ نحوی‌ مالکیت‌ و انتفاع‌ از بضع‌ تحقق‌ یافته‌ است .13
در روایات‌ مربوط به‌ افتضاض‌ با انگشت‌ و غیر آن‌ نیز که‌ صحیحه‌ ابن‌ سنان‌ به‌ عنوان‌ نمونه‌ نقل‌ شد، به غصب‌ بضع‌ و انتفاع‌ از آن‌ (صریحا و یا با اشاره ) سخن‌ به‌ میان‌ آمده‌ است ، در برخی‌ از آنها همچون‌ روایت مذکور علاوه‌ بر ثبوت‌ مهرالمثل‌ تصریح‌ به‌ مجازات‌ تازیانه‌ نیز شده‌ است‌ و این‌ ظهور در این‌ دارد که‌ به‌ نحوی تعدی‌ و جرم‌ در جهت‌ انتفاع‌ غاصبانه‌ از بضع‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ و در برخی‌ دیگر به‌ صراحت‌ فرض‌ غصب کنیز و افتضاض‌ او در کنار فرض‌ افتضاض‌ حره‌ مطرح‌ شده‌ است‌ و این‌ نیز گویای‌ آن‌ است‌ که‌ حره‌ باکره‌ به گونه ای‌ مورد تعدی‌ و عنف‌ برای‌ انتفاع‌ از بضع‌ واقع‌ شده‌ است .
پس‌ در صورتی‌ که‌ ازاله‌ بکارت‌ بدون‌ تحقق‌ غصب‌ و ملکیت‌ بضع‌ و یا انتفاع‌ از آن‌ تحقق‌ یابد، همچون هنگامی‌ که‌ فردی‌ به‌ طور تصادفی‌ و یا در هنگام‌ درگیری‌ و نزاع‌ موجب‌ ازاله‌ بکارت‌ دیگری‌ شود، نمی توان‌ ادله ثبوت‌ مهرالمثل‌ را به‌ آن‌ سرایت‌ داد و صحیحه‌ ابن‌ سنان‌ و مانند آن‌ شامل‌ اینگونه‌ موارد نمی گردد و فرض‌ ازاله بکارت‌ توسط پزشک‌ در حین‌ معاینه‌ نیز اگر تنها قصد معاینه‌ و درمان‌ برای‌ پزشک‌ مطرح‌ بوده‌ است‌ و هیچگونه سوء نیتی‌ ثابت‌ نشود به‌ مانند فروض‌ فوق‌ از شمول‌ ادله‌ ثبوت‌ مهرالمثل‌ خارج‌ می باشد.
دیدگاه‌ فقهای‌ معاصر نیز به‌ دلیل‌ وجود این‌ دو دسته‌ از ادله‌ که‌ یکی‌ مهرالمثل‌ و دیگری‌ ارش‌ البکاره‌ راثابت‌ می نماید، در مواردی‌ که‌ ازاله‌ بکارت‌ مقرون‌ به‌ انتفاع‌ و استمتاع‌ از بضع‌ نمی باشد مختلف‌ است . حضرت آیت‌ الله‌ موسوی‌ اردبیلی‌ در پاسخ‌ به‌ سؤال‌ 243 ـ که‌ قبلا مطرح‌ شد ـ، پزشک‌ را تنها ضامن‌ ارش البکاره دانسته اند و در مقابل‌ حضرت‌ آیت‌ الله‌ مکارم‌ شیرازی‌ ـ چنانکه‌ متن‌ پاسخ‌ ایشان‌ گذشت‌ ـ فتوا به‌ ضمانت مهرالمثل‌ داده‌ است .14
در استفتایی‌ دیگر از فقهای‌ معاصر نیز که‌ فرض‌ انتفاع‌ از بضع‌ منتفی‌ می باشد پاسخهای‌ مختلفی‌ عرضه شده‌ است . متن‌ استفتاء بدین‌ قرار است : «در اثر تصادف ، بکارت‌ دختری‌ زایل‌ شده‌ است . آیا ضرر و زیان‌ طبق چه‌ مبنایی‌ محاسبه‌ و پرداخت‌ می شود؟ آیا ارش البکاره‌ یا مهرالمثل ؟». حضرات‌ آیات‌ عظام‌ خامنه ای ، بهجت ،نوری‌ همدانی‌ ،صافی‌ گلپایگانی‌ و موسوی‌ اردبیلی‌ فتوا به‌ ثبوت‌ ارش البکاره‌ داده اند و حضرت‌ آیت‌ الله‌ فاضل لنکرانی‌ مهرالمثل‌ را ثابت‌ دانسته‌ است .15 در استفتاء دیگری‌ پیرامون‌ زوال‌ بکارت‌ به‌ واسطه‌ تصادف‌ حضرات آیات‌ عظام‌ نوری‌ همدانی ، صافی‌ گلپایگانی‌ و موسوی‌ اردبیلی‌ فتوا به‌ ارش البکاره‌ داده اند و از سوی‌ دیگر به نظر حضرات‌ آیات‌ عظام‌ بهجت‌ ،تبریزی‌ و مکارم‌ شیرازی‌ مهرالمثل‌ ثابت‌ است .16
چنانچه‌ ملاحظه‌ می شود میان‌ فقهاء در این‌ زمینه‌ اختلاف‌ است‌ تا جاییکه‌ در مورد فرض‌ اخیر (زوال بکارت‌ به‌ واسطه‌ تصادف ) حضرت‌ آیت‌ الله‌ بهجت‌ در پاسخ‌ استفتاء نخست‌ در تاریخ‌ 80/11/12 فتوا به ثبوت‌ ارش البکاره‌ داده اند و در پاسخ‌ استفتاء دوم‌ در تاریخ‌ 81/7/10 نظر ایشان‌ تغییر نموده‌ و مهرالمثل‌ راثابت‌ دانسته اند. از این‌ رو نمی توان‌ در فرض‌ سؤال‌ قاضی‌ محترم‌ نیز به‌ رأی‌ و نظر واحدی‌ میان‌ فقهاء دست یافت .
متن‌ استفتائات‌ فوق‌ به‌ شرح‌ زیر است :

 

سؤال
الف . در اثر تصادف ، بکارت‌ دختری‌ زایل‌ شده‌ است . آیا ضرر و زیان‌ طبق‌ چه‌ مبنایی‌ محاسبه‌ وپرداخت‌ می شود؟
آیا ارش البکاره‌ یا مهرالمثل ؟ و اگر ارش البکاره‌ باید داده‌ شود مبنای‌ محاسبه اش‌ چگونه‌ است ؟
ب . دیه‌ زن‌ در مواردی‌ که‌ مقدار آن‌ از ثلث‌ دیه‌ کامله‌ تجاوز کند و در ضمن‌ دارای‌ جراحات‌ متعددی نیز باشد چگونه‌ محاسبه‌ می شود؟17

 

آیت‌ الله‌ العظمی‌ محمدتقی‌ بهجت
«الف . ارش البکاره‌ است .
ب . هر دیه‌ باید مستقلا ملاحظه‌ شود هرکدام‌ از ثلث‌ تجاوز کرد نصف‌ می شود.»
آیت‌ الله‌ العظمی‌ سید علی‌ خامنه ای
«الف . مورد ثبوت‌ مهر نیست .
ب . فرقی‌ بین‌ جراحات‌ متعدده‌ و غیر آن‌ نیست .»
آیت‌ الله‌ العظمی‌ لطف‌ الله‌ صافی‌ گلپایگانی
«الف . در مورد زوال‌ بکارت‌ در اثر تصادم‌ ارش البکاره‌ مقدار تفاوت‌ مهرالمثل‌ بکر و ثیب‌ است‌ مثلا اگردختری‌ که‌ بکارتش‌ با تصادم‌ زائل‌ شده‌ با ملاحظه‌ امثال‌ و اقرانش‌ چنانچه‌ بکر باشد مهریه‌ او هزار تومان‌ و اگرثیب‌ باشد هشتصد تومان‌ است‌ باید دویست‌ تومان‌ گرفته‌ شود.
ب . اگر هر جراحتی‌ جداگانه‌ دیه اش‌ از ثلث‌ تجاوز کند باید در هر یک‌ نصف‌ دیه‌ مرد پرداخت‌ شود و اگرمجموعا از ثلث‌ تجاوز کند و تک‌ تک‌ آنها کمتر از ثلث‌ است‌ دیه‌ هریک‌ از جراحات‌ به‌ مقدار دیه‌ مرد است‌ و برهمین‌ قیاس‌ اگر بعضی‌ از ثلث‌ تجاوز کند و بعضی‌ کمتر از ثلث‌ باشد والله‌ العالم .»
آیت‌ الله‌ العظمی‌ محمد فاضل‌ لنکرانی
«الف . در فرض‌ سؤال‌ دختر استحقاق‌ مهرالمثل‌ را دارد.
ب . اگر همه‌ آنها یک‌ جنایت‌ محسوب‌ شود مجموعا محاسبه‌ و در صورتی‌ که‌ به‌ ثلث‌ برسد تنصیف می شود.»
آیت‌ الله‌ العظمی‌ سید عبدالکریم‌ موسوی‌ اردبیلی
«الف . در فرض‌ سؤال ، ارش البکاره‌ پرداخت‌ شود و تعیین‌ ارش البکاره‌ مقایسه‌ باکره‌ با غیر باکره‌ در امثال‌ این زن‌ و به‌ نظر کارشناس‌ باید مراجعه‌ شود، با در نظر گرفتن‌ اینکه‌ بکارت‌ بر اثر تصادف‌ از بین‌ رفته ، نه‌ دخول ،محاسبه‌ می شود و اگر تعیین‌ ارش‌ به‌ طریق‌ مذکور ممکن‌ نباشد، حاکم‌ شرع‌ می تواند با ملاحظه‌ تفاوت‌ بکر وثیب‌ در مهرالمثل‌ مقدار ارش‌ را مشخص‌ می کند.
ب . هر کدام‌ از جراحات‌ را مستقلا حساب‌ نماید.»
آیت‌ الله‌ العظمی‌ حسین‌ نوری‌ همدانی
«الف . باید ارش البکاره‌ پرداخت‌ نماید، به‌ این‌ صورت‌ که‌ او را با فردی‌ که‌ از نظر صفات‌ و کمالات‌ ووضعیت‌ خانوادگی‌ همانند اوست‌ و باکره‌ می باشد، مقایسه‌ می کنند، که‌ تفاوت‌ بین‌ آن‌ دو ارش البکاره‌ است .
ب . تا مقدار یک‌ سوم‌ دیه ، مساوی‌ دیه‌ مرد است ، و هر جراحت‌ علیحده‌ محاسبه‌ می شود.»

 

سؤال
...
ب . در تصادفی ، دختر باکره ای‌ ازاله‌ بکارت‌ می شود. آیا ارش البکاره‌ ثابت‌ است‌ یا مهرالمثل‌ یاتفاوت‌ معیوب‌ و سالم ؟18
آیت‌ الله‌ العظمی‌ محمدتقی‌ بهجت
...
«ب . ظاهرا مهرالمثل‌ ثابت‌ است‌ و ارش البکاره‌ هم‌ در آن‌ تداخل‌ می کند.»
آیت‌ الله‌ العظمی‌ میرزا جواد تبریزی
...
«ب . در مورد سؤال‌ چنانچه‌ تصادف‌ و برخورد ماشین‌ یا مثل‌ آن‌ به‌ دختر موجب‌ ازاله‌ بکارت‌ شده‌ و مستندبه‌ راننده‌ باشد در این‌ صورت‌ بر راننده‌ لازم‌ است‌ مهرالمثل‌ بپردازد والله العالم .»
آیت‌ الله‌ العظمی‌ لطف‌ الله‌ صافی‌ گلپایگانی
...
«ب . ارش البکاره‌ ثابت‌ است‌ والله‌ العالم .»
آیت‌ الله‌ العظمی‌ ناصر مکارم‌ شیرازی
...
«ب . مهرالمثل‌ باکره‌ را باید بپردازد.»
آیت‌ الله‌ العظمی‌ سید عبدالکریم‌ موسوی‌ اردبیلی
...
«ب . در فرض‌ سؤال‌ ارش البکاره‌ ثابت‌ است .»
آیت‌ الله‌ العظمی‌ حسین‌ نوری‌ همدانی
...
«ب . در فرض‌ مذکور آن‌ کسی‌ که‌ موجب‌ تصادف‌ شده‌ ارش البکاره‌ را ضامن‌ می باشد.»

 

نتیجه
پزشک‌ مذکور در صورتی‌ که‌ زوال‌ بکارت‌ به‌ سبب‌ وی‌ باشد و او قبل‌ از معاینه‌ و درمان‌ از ضمان‌ به‌ واسطه صدمات‌ و لطمات‌ وارده‌ اخذ برائت‌ نکرده‌ باشد، ضامن‌ ازاله‌ بکارت‌ است‌ و در این‌ حکم‌ فرقی‌ میان‌ علم‌ واطلاع‌ پزشک‌ بر بکارت‌ و عدم‌ آن‌ و نیز اعلام‌ بیمار و عدم‌ اعلام‌ آن‌ نمی باشد. در اینکه‌ او ضامن‌ ارش البکاره است‌ یا مهرالمثل ، میان‌ فقهاء اختلاف‌ است ، ولی‌ به‌ نظر می رسد قول‌ قوی‌ به‌ استناد آنچه‌ گذشت‌ ثبوت ارش البکاره‌ است . از سوی‌ دیگر در محاسبه‌ ارش البکاره‌ این‌ نکته‌ باید مورد توجه‌ باشد که‌ تعیین‌ عامل‌ و سبب ازاله‌ بکارت‌ تأثیر مستقیمی‌ در میزان‌ و مقدار ارش البکاره‌ دارد. بی تردید در نزد عرف‌ تفاوت‌ مهریه‌ زنی‌ که بکارت‌ آن‌ به‌ واسطه‌ وطی‌ زائل‌ شده‌ است‌ با باکره ، بسیار بیشتر از تفاوت‌ مهریه‌ زنی‌ است‌ که‌ بکارت‌ آن‌ بر اثرتصادف‌ یا معاینه‌ پزشک‌ از میان‌ رفته‌ است‌ و ارش البکاره‌ که‌ چیزی‌ جز مقدار تفاوت‌ میان‌ مهریه‌ زن‌ در فرض بکارت‌ و فرض‌ زوال‌ بکارت‌ در نزد عرف‌ نمی باشد تنها با توجه‌ به‌ عامل‌ زوال‌ بکارت‌ قابل‌ محاسبه‌ و تعیین است.

 

 


پی نوشت :
1ـ امام‌ خمینی (ره )، تحریرالوسیله ، اسماعیلیان ، قم ، 1409 ه . ق .، ج‌ 1، ص‌ 584.
2ـ شیخ‌ محمد حسن‌ نجفی ، جواهرالکلام ، دارالکتب‌ الاسلامیه ، تهران ، 1367، چاپ‌ سوم ، ج‌ 27، ص‌ 322.
3ـ شیخ‌ حر عاملی ، وسائل‌ الشیعه ، دارالکتب‌ الاسلامیه ، ج‌ 13، ص‌ 275، (باب‌ 29 از ابواب‌ کتاب‌ الاجاره ، ح‌ 19).
4ـ ابن‌ ادریس‌ حلی ، السرائر، مؤسسه‌ النشر الاسلامی ، قم ، 1410 ه . ق .، چاپ‌ دوم ، ج‌ 3، ص‌ 373 علامه‌ حلی ،تحریرالاحکام ، مؤسسه‌ الامام‌ الصادق‌ (ع )، قم ، 1420 ه . ق .، چاپ‌ اول ، ج‌ 3، ص‌ 113.
5ـ گنجنیه‌ آرای‌ فقهی‌ ـ قضایی ، مرکز تحقیقات‌ فقهی ، سؤال‌ 243.
6ـ شیخ‌ محمدحسن‌ نجفی ، پیشین ، ج‌ 27، ص‌ 324.
7ـ برخی‌ دیگر از منابع‌ در این‌ زمینه‌ عبارت‌ است‌ از: محقق‌ کرکی ، جامع‌ المقاصد، آل البیت ، قم ، 1408 ه . ق .، چاپ اول ، ج‌ 7، ص‌ 268 محقق‌ اردبیلی ، مجمع‌ الفائده‌ و البرهان ، مؤسسه‌ النشر الاسلامی ، قم ، 1403 ه . ق .، ج‌ 10 ،ص‌ 73 سیدمحمدکاظم‌ یزدی ، العروه الوثقی ، مؤسسه‌ النشر الاسلامی ، قم ، 1420 ه . ق .، چاپ‌ اول ، ج‌ 5، ص‌ 68 سید محسن‌ حکیم ،مستمسک‌ العروه‌ الوثقی ، مکتبه‌ السید المرعشی‌ (ره )، قم ، 1404 ه . ق .، ج‌ 12، ص‌ 80 سید ابوالقاسم‌ خویی ، مستندالعروه الوثقی‌ (کتاب‌ الاجاره )، مدرسه‌ دارالعلم ، ج‌ 1، ص‌ 248 سید محمدرضا موسوی‌ گلپایگانی ، دارالقرآن‌ الکریم ، قم‌ ،1413ه . ق .، چاپ‌ اول ، ج‌ 1، ص‌ 427 سید علی‌ سیستانی ، منهاج‌ الصالحین ، مکتبه‌ السید السیستانی ، قم ، 1416 ه . ق .، چاپ‌ اول ،ج‌ 2، ص‌ 121.
8ـ برخی‌ از این‌ روایات‌ در باب‌ 39 ابواب‌ حد زنا، و باب‌ 45 ابواب‌ مهور وسائل الشیعه‌ ذکر شده‌ است .
9ـ شیخ‌ حر عاملی ، پیشین ، ج‌ 18، ص‌ 410 (باب‌ 29 از ابواب‌ حدالزنا، ح‌ 4).
10ـ علامه‌ حلی ، مختلف‌ الشیعه ، مؤسسه‌ النشر الاسلامی ، قم ، 1412 ه . ق .، چاپ‌ اول ، ج‌ 9، ص‌ 151 شهید ثانی ،شرح‌ لمعه ، ج‌ 9، ص‌ 124 امام‌ خمینی ، تحریرالوسیله ، ج‌ 2، ص‌ 468 سید ابوالقاسم‌ موسوی‌ خویی ، مبانی‌ تکمله المنهاج ،دارالهادی ، قم ، 1407 ه . ق .، ص‌ 97.
11ـ شیخ‌ محمدحسن‌ نجفی ، پیشین ، ج‌ 41، ص‌ 370 سید احمد خوانساری ، جامع‌ المدارک ، مکتبه‌ الصدوق ، تهران ،1355، چاپ‌ دوم ، ج‌ 7، ص‌ 61.
12ـ ر.ک : علامه‌ حلی ، پیشین ، ج‌ 6، ص‌ 218 ج‌ 7، ص‌ 114 علامه‌ حلی ، تبصره‌ المتعلمین ، انتشارات‌ فقیه ، تهران ،1368، چاپ‌ اول ، ص‌ 183 شیخ‌ محمدحسن‌ نجفی ، پیشین ، ج‌ 29، ص‌ 325، ج‌ 3، ص‌ 129.
13ـ یحیی‌ بن‌ سعید هذلی‌ موارد ثبوت‌ مهرالمثل‌ را شش‌ مورد برشمرده‌ است ، ر.ک : یحیی‌ بن‌ سعید هذلی‌ حلی ، نزهه الناظر فی‌ الجمع‌ بین‌ الاشباه‌ و النظائر، مطبعه‌ الاداب ، نجف ، 1386، ص‌ 102.
14ـ گنجینه‌ آرای‌ فقهی‌ ـ قضایی ، مرکز تحقیقات‌ فقهی ، سؤال‌ 243
15ـ همان ، سؤال‌ 5758.
16ـ همان ، سؤال‌ 5851.
17ـ همان ، سؤال‌ 5758.
18ـ همان ، سؤال‌ 5851.
منبع : پرسمان فقهی قضایی- معاونت آموزش قوه قضائی
ه
http://www.hvm.ir/print.asp?id=26228

موسسه حقوقی عدل فردوسی
مو سسه حقوقی عدل فرد وسی . ( شماره ثبت 27794 ) ارائه خدمات حقوقی و انجام وکالت در مراجع قضایی آدرس : تهران - خیابان انقلاب - اسلامی - بین فردوسی و لاله زار - پلاک 630 - واحد 9 -- تلفن تماس تهران : 66342328____ 66729171
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :